![]() |
![]() |
|
|
گِردی را دوست دارم. سیب زرد و پرتغال ، بوی نارنج و هندوانه را دوست دارم. صورتم سال به سال گِردتر ، چال گونه ام گودتر میشود. اما... پنج که به حرف و عدد گِرد است ، چشمانم را تو در تو میچرخاند. پنج هر ماه بدتر، که هر چه گِرد است بر سرم می ریزد و هر که مار به پایم میپیچد. روز پنجم دوست، چتر میشود و سبزه، هرز. زندگی گاف میآید و عشق مشت بر تنم مینشاند. ولی... قلبم را که پنج در پنج است با کاسه تار کهنهایی عوض کردم تا هر که تلنگر زد، گامش را هر گوشِ نیم گِرد بشنود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 3 توسط مهرنوش سعادتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|