![]() |
![]() |
|
|
می خواستم عشقم را با هجرت تعویض کنم مادرم را با قاب عکس تنهایی ام را با دیوار سفید و سیاه مشق پرپر کنم می خواستم دردهایم را با آب دریای مرمره بشویم اما تنهایی ام بزرگ تر دردهایم متورم عشقم هرزه گرد مادرم ... * اینجا ثانیه به ثانیه لذت می برم مجاب نمی شوم! زمان می گذرد و اینها نیز چون گذشتگان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 18 توسط مهرنوش سعادتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|